مرتضى راوندى
55
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ولى از عصر خاقانى و نظامى به بعد ابتكارهاى زيادى از طرف آن دو ، و بعد از طرف ديگران در شعر مشهود گرديد ، از عهد صفويه به مفاد و معنى « سبك » برمىخوريم در تذكره « نصرآبادى » به اين مضمون كه « فلان شاعر تتبع اشعار قدما مىكند ، و يا بهطرز صائب راغبتر است ، و با امثال اين عبارات ، مكرر مصادف مىشويم و درمىيابيم كه شعرشناسان متوجه « معنى سبك شعر » بودند . مخصوصا در تذكره آتشكده آذر مكرر از « طريقه متقدمين » ياد مىكند . در قرن دوازدهم هجرى « مشتاق » به مخالفت با سبك هندى ميان بست و به طريقه و سبك فصحاى قديم شعر گفت . مرحوم هدايت در مقدمهء مجمع الفصحاء از طرز ، طريقه ، سياق ، سبك و شيوه به همين معنى مورد بحث ياد مىكند ، تمايل به پيروى از سبك و شيوهء قدما از عهد صفويه بهتدريج آغاز شد و در عصر قاجاريه ، بازگشت ادبى رواج يافت . » « 1 » تأثير زبان فارسى در زبان عربى بعضى از علماى زبانشناسى را عقيده بر اين است ، لغاتى كه در زبان عرب ديده مىشود و نظير آنها در ساير ملل سامى و سريانى ديده نمىشود ، بىشك از لغات آريايى است كه از هندى يا فارسى يا يونانى و يا رومى در آن زبان داخل شده است و لغاتى كه به احتمال قوى داخل زبان عرب شده ، لغاتيست كه جنبهء علمى و فنى و فرهنگى دارد ، مانند : اسامى ابزارها ، مصنوعات ، عقاقير و ادويه ، معادن و گلها و حيوانات و جز اينها و تقريبا همه صاحبنظران معتقدند كه اعراب از زبان فارسى بيشتر لغت گرفتهاند تا ساير ملل . زيرا قبل از ظهور اسلام ، اعراب بيشتر ، زير نفوذ حكومت ايران قرار داشتند و ديرزمانى مراكز بزرگ عرب ، مانند : يمن ، بحرين ، حيره و حجاز زير نفوذ ايران قرار داشته و در حقيقت از عهد هخامنشى تا عهد يزدگرد ، مدت 1200 سال ، اعراب بستگى سياسى و تجارى با ايران داشتند و با وساطت ايران با هند نيز ، به وسيله كشتىنوردان روابط اقتصادى برقرار كرده بودند . ثعالبى ، لغاتى ذكر كرد . كه عرب از فارسى اخذ كرده است . مانند : الابريق ، الطست ، الخوان ، الطبق ، السكرجه ، السمور ، السنجاب ، القاقم و جز اينها . - علاوهبراين هزاران لغت فارسى است كه در زبان عرب وارد شده كه بيشتر جنبهء سياسى و ادارى دارد ، از قبيل : وزير ، خراج ، ديوان ، دفتر ، جهبذ ، بندار ، بريد جمازه ، بدرقه ، رستاق ، لجام ، طراز ، شعبذه و
--> ( 1 ) . سبكشناسى ، پيشين ، از ص ى تا يا . ( به اختصار )